استاد سطوح عالی حوزۀ علمیۀ خراسان، عضو گروه علمی مدرسه علمیه اسلام شناسی حضرت زهرا سلام الله علیها
چکیده
طبق قول مشهور فقهاء، یکی از شرایط قاضی، اجتهاد است، لکن در نظام قضایی کنونی، برخلاف قول مشهور، کسانی عهدهدار قضاوتاند که، اجتهاد ندارند. سؤالی که پژوهش حاضر، برای اثبات پاسخ آن، قدم برداشته، عبارتست از: اگر قاضی باید مجتهد باشد؛ پس تکلیف قاضیان کنونی چه میشود؟ و اگر اجتهاد برای آنها ضرورت ندارد، تکلیف قول مشهور چیست؟ در پژوهشی که به روش کتابخانهای و تحلیلی انجام گرفته، قول مشهور، در دو گروه و با بررسی ادّله تبیین شده است؛ فقیهانی، اجتهادِ مطلق را برای قاضی شرط میدانند و برخی، مطلق اجتهاد را برای قاضی لازم دانستهاند، که شامل مجتهد متجزی نیز میشود. وجه عدم نیازِ اجتهاد برای قُضات کنونی، بر اساس تغییر زمان و نیز تغییر موضوع شکل میگیرد؛ زیرا، تفکیک بین نظامهای مدوّن (نظام مشتمل بر قوانین) و نظامهای غیر مدوّن (بدون قانون)، باعث میشود، اجتهاد برای قاضی، در نظامهای غیر مدوّن شرط بوده و در نظامهای مدوّن، چون وظیفهی قاضی فهم و تطبیق قانون است، لزوم نداشته باشد. بنابراین، قول مشهور، منحصر به نظامهای غیر مدوّن است.